با سلام. من بهار هستم. خواستم اینجا بگم خیلی خوشحالم که شوهر صیغه ای دیگه شبا که تشنش میشه با دست اب نمبخوره!
خیلی ممنون و اینجا تشکرمیکنم از برنامه ی خوبتون!
من یک دوست می خوام
ایا ما end بی سوادی میباشیم؟
یاشاید ماend بی فرهنگی میباشیم؟
یا شاید ما end خنگی میباشیم؟
پس حتما end ندید بدید بازی میباشیم؟
نمیدونم خلاصه هر چی که هستیم دیروز روی دستگاه نوشیدنی های فوری یه مقوای بزرگ چسبونده بودن که این دستگاه صندوق صدقات نیست لطفا پول خرد نیندازید!!
هفته ی پیش. داخلی. اتاق خواب اینجانب.
مامانه با کلی حس مادرانه میاد تو وبعد از کلی ناز و نوازش ما میفرمایند که ما را خیلی دوست دارند و میمیرند برایمان و ما امید زندگیشان هستیم!!!
چند لحظه بعد وقتی ما دارد خوابمان میبرد:
مامانه در حالی که یقمان را چسبیده دارد داد میزند که ما چرا پسر نشدیم تا اسممان را بگذارد امید!(این پست کاملا حقیقی است)
ester kahn را میبینیم و قدر بلانسبتمان خر ذوق میکنیم برای اخرش.
وعصر ترش هم باز قدر همان بلانسبت ذوق میکنیم برای جناب عالی که فقط 33 پل را بلدید ومیخواهید بیایید انجا!!