دلم واسه خونه قبلیمون تنگ شده . واسه حیاطش که زمستونا آفتاب میگرفت. واسه درخت آلبالویی که کاشتم. واسه نوه های کوچولوی همسایه ی ییرمون .

دلم تنگ شده تو خونمون جیغ بکشمو با بابام کشتی بگیرم!
همون کاری که تو این ا÷ارتمان جدید محال شده.