وقتي سوار تله کابين شديم و
نرم نرم از سر شاخه ها و
خمره ي صنوبران و بادبان زورق گذشتيم
مالک اسمان شدم!
با خودم گفتم
در همين اتاقک بلور با تو ازدواج خواهم کرد!
اتاقکي که غلت ميخورد بر ابرها
و خداوند شاهد عروسيمان خواهد بود!