کوچولوی من. باید امروز تو همین ثانیه تمامت کنم. میخوام بدونی خیلی دوست داشتم.
میخوام بدونی چاره ی دیگه ای ندارم. اینجا دیگه جای حسای لحظه ایم و خاطرات و درد دلام نیست. یه جا شده واسه امار گرفتن کارام.!
واسه اینکه هی بگن کی رفتی پیش اینکه عکسش اینجاست؟چرا اینقدر از این شوهره میگی؟ چرا فلان حسو داشتی خجالت نکشیدی؟!!!
اینجا داره میشه پر ازخود سانسوری. اول هر پست باید فکرکنم چی بگم که کسی سوبرداشت نکنه و به کسی بر نخوره و ...
دیگه بسه. حالم از این نوشته ها که داره از بهار واقعی دور میشه بهم میخوره. منو ببخش کوچولوی دوست داشتنیم با اون اخم قشنگت.
الان حس مامانی رو دارم که بچشو میزاره سر راه!...