همیشه تصورم از عروسی خودم یک شکل بوده هیچ وقت مقتضای سنم یا عروسی های مجلل دیگران باعث نشده شور و شوق بگیرم و چیز دیگه ای فکر کنم.همیشه فکر کردم کل جمعیت عروسیم 50 نفر بیشتر نیست.حتی اگه باعث بشه خیلی ها رو دعوت نکنم و ناراحت بشن یا قهر کنن باز تصمیم من همینه.هیچ وقت عروسی شلوغ خر تو خر رو دوست نداشتم. عروسی باید انقدر مختصر و کوچولو باشه که همه ی مهمونا همو بشناسن و راحت باشن. اینجوری همون خرج رو میکنی اما به اون تعداد بیشتر خوش میگذره و میشه سرویس بهتری داد.این از این.همیشه هم از این لباس عروسهای پف پفی گل منگولی نباتی و شیری و صورتی بدم میاومده.لباس عروس باید سفید باشه.حالا تو بگو من عقب افتاده و سنتی ام اما همینه که هست!
که البته کاملا سادست.یعنی جنسش مثل حریر باشه که فرت بیاد تا پایین و پف نشه.موهام رو هم همینجوری فر فری باز میزارم.خیلی هم با تور حال نمیکنم به جاش دلم یه گل سفید میخواد وسط موهام. اگر هم فکر کردید ارایشگاه میرم که ازم یه جن بسازه و خط چشم بکشه از این سر به اون سر و بته جقه بکشه رو صورتم که وقت اومدن تو سالن همه جن زده بشن از وضعیت من و داماد هم پشیمون بشه سخت در اشتباهید. من خودم مثل یه مرد خودمو درست میکنم .و یه ارایش معمولی هم کفایت میکنه.ولی هرچی تو این موارد کم خرجم رو حلقه و سرویسم که خاص باشه(نه حتما گرون) خیلی حساسم.
خلاصه که شما بیاید عروسی من یا نه خیلی فرقی نمیکنه چون دقیقا همینی که اینجا تعریف کردم.

1 Comments:
Blogger Unknown said...
bahar goli ino migi 50 nafar hatman manam nemikhay davat koni ? :((
vali man mikham biam bebinam khoshgel arayesh kardi ya na age khoshgel bood manam vase aroosim arayesh koni :D
dar morede lebaso arayesh kamelan bahat movafegham
... vay fek kon to aroos beshi ... elaaahiiii
parinaz :-*